ملا أحمد النراقي
61
رسائل ومسائل ( فارسي )
[ معنى رباعى شيخ بهائى ] س 24 : چه مىفرمايند در معنى دو شعر شيخ بهاء الدين محمّد ( قدّس سرّه ) ؟ در جوانى كن نثار دوست جان * رو عوان بين ذلك را بخوان پير چون گشتى گران جانى مكن * گوسفند پير قربانى مكن ج : امّا شعر اوّل معنى آن ظاهر است ، وبيان اين را مىكند كه بايد سلوك راه حق را در هنگام جوانى كرد كه هنوز ملكات رديّه مستحكم نشده ، و تغيير صفات به سهولت ميسّر است ، چه مراد از نثار كردن جان در راه دوست صرف كردن عمر است در خدمت وبندگى او ، و راه رضا وخشنودى او ، و ظاهر است كه در جوانى كه هنوز اوصاف ذميمه ملكه نشده وملكات نيز چندان رسوخ به هم نرسانيده ، راه بندگى سپردن اسهل است ، و اگر كسى جوانى را صرف لهو ولعب نمود و سى چهل سال در اطاعت شيطان به سر برد معتاد مىشود ، و ديگر جواب شيطان دادن و بر او غالب شدن صعوبت دارد . و از اين جهت است كه در بعضى احاديث وارد شده كه چنانچه سنّ آدمى به چهل سالگى رسيد وميل به راه حقّ ننمود وپيروى شيطان كرد ، شيطان بعد از چهل سالگى دست بر روى او مىكشد ومىگويد : پدرم ومادرم فداى رخسارت باد كه ديگر روى رستگارى نخواهى ديد . و « عوان بين ذلك » اشاره به آن چيز است كه پروردگار عالم جلّ شأنه در وصف بقره اى كه امر شد قربان كنند مىفرمايد : * ( لا فارِضٌ ولا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ ) * يعنى آن بقره